نگاهی ریزبینانه به جهان پیرامون
خانه تماس خوراک سایت Facebook Twitter
آخرین پادکست
  • کتاب صوتی: آری یا خیر؟
  • مدتهاست به این سوال بر می‌خورم.  

    از وجوب خواندن کتاب که بگذریم سال‌های متمادی است با این مساله درگیرم که تا چه زمان قرار است ناخوانده ها اینقدر زیاد بماند؟ وقتی به گودریدز* سر می‌زنم و زمانی که از جلوی کتابفروشی های خیابان انقلاب قدم زنان رد می‌شوم هر لحظه ملامتگر درونی ندا بر می‌آورد که چقدر کتاب ناخوانده. وقتی روی کناپه کنار کتابخانه دراز کشیده‌ام می‌گویم چقدر موضوع جذاب و چقدر دنیای کشف نشده، پس کی قرار است سطری بخوانم؟ همیشه در نظرم ادبیات یکی از شگفت‌ترین مظاهر هنر و تمدن انسانی است و گذشته از صوتی و دیجیتالی و کاغذی چرا زمان مطالعه من اینقدر کاهش پیدا کرده؟
    در گیرودار مشغلات روزمره، خستگی از آلودگی هوا و سبک بد زندگی، و انگیزه‌های ته کشیده و جمله این که «نمی‌توانم به اندازه تلاش کنم» و رها کردن، در روزگار ناملایمتی ابرها و باران چطور می‌توانستم ساعتی را کنار بگذارم و در لذت کتابی غوطه ور شوم؟ 

    (بیشتر…)

حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به نویسنده است.
لطفا بازنشر مطالب همراه با ذکر منبع باشد.
طراحی و توسعه از رویای ماهی آبی
EN
جمعه، 24 آوریل 2020

روزگاری در جستجوی استعداد و تشخیص و اندازه‌گیری آن به شاخصی با این عنوان برخوردم. کار با دست و انگشتان برای یادگیری موسیقی، سفال، کار با چوب و یا کارهایی ظریف مثل خیاطی و آرایشگری بسیار اهمیت دارد. اما این روزها که دیگر به مهارت، بیشتر از استعداد اعتقاد دارم تمرین، نیاز و محیط را موثرتر می‌دانم. 

یکی از مهارت هایی که الان در حین نوشتن این متن با آن سروکار دارم مهارت تایپ ده انگشتی است. گرچه هنوز عده‌ای اعتقاد دارند که تایپ صوتی و فیلم و عکس و حتی امواج ذهنی جای تایپ را خواهد گرفت اما هنوز تایپ سریع و مهارت کار با آن از اهمیت ساقط نشده و حتی یک نیاز است. 

در چند سال گذشته این مهارت خیلی به داد بنده رسید. از تایپ پایان نامه گرفته تا تایپ کامندهای سیستم عامل. اما چیزی که در اعماق ذهنم داشتم چیزی جز این‌ها بود. فعالیت با همه انگشتان دو دست و هماهنگی بین آن ها در عملکرد مغز نیز موثر است. حالا از بالا رفتن اعتماد به نفس و کم کردن زمان و هزینه ها که بگذریم این مهارت در کنار سایر تمرین های دو دست مثل موسیقی و ورزش می‌تواند برای خودش محرک خوبی در هماهنگی دو نیم کره مغز باشد.

سال‌ها پیش آموزشگاه‌های تایپ بود و این کار یک شغل محسوب می‌شد اما امروز اگر ضرورت نباشد یک اجبار است چون امکان ندارد کی‌بورد را روزانه ملاقات نکنید. پس این ملاقات را شیرین کنید چون آموزش آن مانند روزهای دور سخت و پرهزینه نیست.

با مجتبی در یوتایپ یک تجربه جذاب داشته باشید.
🐭

چهارشنبه، 30 ژانویه 2019

مدتهاست به این سوال بر می‌خورم.  

از وجوب خواندن کتاب که بگذریم سال‌های متمادی است با این مساله درگیرم که تا چه زمان قرار است ناخوانده ها اینقدر زیاد بماند؟ وقتی به گودریدز* سر می‌زنم و زمانی که از جلوی کتابفروشی های خیابان انقلاب قدم زنان رد می‌شوم هر لحظه ملامتگر درونی ندا بر می‌آورد که چقدر کتاب ناخوانده. وقتی روی کناپه کنار کتابخانه دراز کشیده‌ام می‌گویم چقدر موضوع جذاب و چقدر دنیای کشف نشده، پس کی قرار است سطری بخوانم؟ همیشه در نظرم ادبیات یکی از شگفت‌ترین مظاهر هنر و تمدن انسانی است و گذشته از صوتی و دیجیتالی و کاغذی چرا زمان مطالعه من اینقدر کاهش پیدا کرده؟
در گیرودار مشغلات روزمره، خستگی از آلودگی هوا و سبک بد زندگی، و انگیزه‌های ته کشیده و جمله این که «نمی‌توانم به اندازه تلاش کنم» و رها کردن، در روزگار ناملایمتی ابرها و باران چطور می‌توانستم ساعتی را کنار بگذارم و در لذت کتابی غوطه ور شوم؟ 

خواندن ادامه مطلب …

جمعه، 07 دسامبر 2018

سعید برآبادی از دوستان قدیمی است. آنقدر قدیمی که با هم مجردی را صبح کرده‌ایم و خانواده‌هایمان مثل خانواده‌ی همدیگر است. قلم بزرگی دارد از دیار نویسندگان بزرگ سبزوار، و قدمت فعالیت ژورنالی‌اش به بیش از بیست سال می‌رسد. وبلاگی داشت زمانی که وبلاگ نوشتن مد بود به نام مختصات هنر. و بازدیدکنندگان فراوان. نثر بی‌تکلف و صریح از ویژگی‌های اوست. افتخار دارم که نوشته مهمان سوم را میزبان ایشان باشم:

 

تا دیشب همه چیز به روال عادی خود بود. اکنون چیزی تغییر کرده است و آن چیز را من در درونم خودم احساس می کنم و فکر می کنم که مثل همه بخش های زندگی که باید به دقت از لای گوشتِ زمان و چرک و خونِ تجربه کشیدش بیرون، کشیده ام و دارم مرتب شان می کنم کنار هم. اتاق محمد تلخ بود و از آن تلخ تر، روحی بود که در آن خانه نبود. مثل روح ما که در روح‌خانه‌ی تن مان نیست اما دور هم نیست از ما. در همین تاریک و روشن بود که صدایی شنیدم، صدایی که می گفت آنچه قرار است مایه امیدواری تو باشد اصلا وجود ندارد و تازه اگر وجود داشته باشد از جنس تو نیست و اصلا آدمیزاد نیست. شنیدم که آن صدا می گفت که در اوج ناامیدی باید زیست، بدون چس ناله، بدون برون ریزی، بدون ذکرِ مدامِ زرزرِ خستگی. باید زیست در فلات و برهوت ناامیدی و باور کرد که نجات دهنده ای آن بیرون نیست که تازه اگر باشد، آن نجات دهنده، از جنس دیگری نیست و تازه اگر باشد، ما رسمِ عشق و عاشقی را فراموش کرده ایم. ما فاعلانِ سوراخ های تنگ و غنچه‌لب‌های دیروز، امروز، خوش‌دست های بی مرام و معرفت و سرد و مرمری هستیم که هیچ کاری از دست مان ساخته نیست جز آن که در بهترین حالت، رفقای خوبی باشیم. پس، آن که را به دست می آوریم باید به سرعت هرچه تمام تر از دست بدهیم چرا که این امید، این امیدواری لعنتی، چون بوی خون، از ما درنده می سازد. اتاق سرد بود و محمد نبود و هیچ چیزی پیدا نبود و اسماعیل* را گرفته بودند و آنقدر زده بودندش که دل و جگرش ریخته بود به هم و من داشتم فکر می کردم که این، آن نقطه مطلق ناامیدی ست و خنده دار است در این مضحکه نشستن و نوشتن و هشتک زدن و امیدواری خود را از طریق اینترنت مزخرف اینجا منتقل کردن و امید واهی دادن سیر به گرسنه و امید واهی دادنِ صاحب خانه و خانواده به آن که بچه اش را، شوهرش را، زنش را به فریادِ «گشنه ایم!» برده اند و داغانش کرده اند. پس چه می شود کرد در این روزگار، جز کاری که سربازان بی کار در روزهای فشردگی نبرد در خط مقدم می کنند: نشستن در سایه ای و سمبه زدن به لوله تفنگ ها برای روزِ دشمن کشی یا خودکشی و این جز به مدد همین لحظه های ترد و باریک به دست نمی آید که ناامید شده باشی، از عشق به رفاقت رسیده باشی، نجات دهنده ای جز خودت را پیش رو نبینی و برای روشن شدن، چراغی روشن نکنی بلکه برای بیشتر شدن، نگذاری که خاموش شوی.

آذر ۹۷
سعید

یکشنبه، 08 آوریل 2018

 

نه تنها از قرن بیستم و آغاز قرن ۲۱ نقش داده‌ها در توسعه جوامع پررنگ‌تر شده است بلکه از سال‌های دور  نقشی اساسی در پیشرفت و توسعه جوامع داشته است. این روزها با یاری فناوری اطلاعات و ارتباطات سرعت تولید و در اختیار گرفتن داده‌ها، تنوع و تحلیل آن‌ها به حدی شده است که اصطلاحات انفجار داده ها، داده های بزرگ (Big Data)، دریاچه داده ها(Data Lake)، انقلاب داده ها، علم داده ها (Data Science) و عصر اطلاعات بیشتر از پیش به چشم می‌خورد. اما واقعاً ارزش اطلاعات و نقش آن در توسعه چیست؟

 

داده چیست؟

هر آن چیزی که توسط انسان درک می‌شود یا به عبارتی حقایق جهان از دریچه دید انسان است. داده می‌تواند یک صوت، طعم، تصویر، سیگنال الکتریکی و یا ترمودینامیکی باشد. آن‌ها در انبار داده‌ها که ابتدا ذهن و حافظه انسان هاست ثبت و ضبط می‌گردد. به محض توصیف، مستندات به داده‌های دیجیتال تبدیل شده و در پایگاه داده ها ثبت و ضبط می‌گردد. هنگامی که آن‌ها دسته بندی شده، مرتب، تمیز و قابل جستجو می‌شوند تبدیل به اطلاعات شده است. و هنگامی که اطلاعات برای تولید اطلاعات جدیدی مورد تفسیر، تحلیل و استفاده قرار می‌گیرد و یا بین آن‌ها ارتباطی تعریف می شود به خلق دانش منجر می شود.

 

داده ها چطور تولید می شوند؟

دنیا با الگوریتم لگاریتمی مدام در حال تولید داده است. انسان ها و فضا دائم در حال دریافت و  ارسال سینگال هستند. نه تنها رفتار ما در اینترنت و شبکه های اجتماعی (حتی حرکت موس و چرخاندن چشم)  نوعی داده است که به سرعت ثبت و ضبط می شود بلکه راه رفتن، مکالمه، رانندگی، خوابیدن و احساس ما نیز داده تولید می‌کنند. امروزه با دیجیتالی شدن علوم از جمله اینترنت اشیا می‌توانیم داده‌های رفتار انسان و محیط را از ساعت، موبایل هوشمند و سنسورها به پایگاه داده ها ارسال و آن را تحلیل کنیم. و بدینگونه است که که سه شاخص حجم داده، تنوع و سرعت تولید داده در داده های بزرگ (کلان) مطرح می‌شود.

 

چرا داده‌ها ارزشمند است؟

خواندن ادامه مطلب …

چهارشنبه، 31 ژانویه 2018

اخبار بیت کوین (Bitcoin) این روزها پی در پی به اشتراک گذاشته می شود. رشد سریع این نوع ارز دیجیتالی در بازارهای جهان توجه همگان را به خودش معطوف کرده است. صندوق بین‌المللی پول سال گذشته در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس، ارز مجازی را به عنوان مهم‌ترین چالش دنیای مدرن مطرح کرد. کریستین لاگارد رئیس صندوق بین‌المللی پول گفته‌ است: «ارزهای مجازی و تکنولوژی‌های زیرساختی آن می‌تواند هزینه‌های نظام مالی را کاهش و سرعت فعالیت آن را افزایش دهد. به این ترتیب می‌تواند به ابزاری قدرتمند در دنیای در حال توسعه تبدیل شود.» تیم دراپر، سرمایه‌گذار میلیاردر امریکایی که در سال ۲۰۱۴ ارزش امروزی بیت کوین را پیش‌بینی کرده بود می‌گوید معامله با دارایی‌های دیجیتال طی ۵ سال آینده چنان عادی خواهد شد که استفاده از ارزهای رایج امروزی خنده‌دار خواهد بود. وی می‌گوید در ۵ سال آینده بیت‌کوین چنان رایج می‌شود که دلیلی برای استفاده از ارزهای دولتی نخواهیم داشت.

 

مهدیار اسماعیلی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی می گوید: «فناوری زنجیره بلوک‌ها (Block Chain) در آینده‌ی پولی و بانکی دنیا تحولی باور نکردنی رقم خواهد زد.» قانونی شدن بیت‌کوین در ایران باعث می‌شود بتوان این ارز الکترونیکی را به ریال تبدیل کرد و یا به صورت رسمی با آن کالاهای مختلف را خرید و فروش کرد. خرید ۶۵۰ میلیونی ارزی که هر واحد آن حدود ۳۰ میلیون تومان قیمت دارد نشان می‌دهد تب بیت‌کوین در ایران نیز درحال فراگیر شدن است.

 

 سرمایه‌گذاران، دانشجویان، بازرگانان و در کنار این زنجیره مردم، در حال گذر به دوران دیجیتال جدیدی هستند و مرور اخبار و ترند آن ها در دو هفته گذشته می تواند تایید کند که نه تنها دوران داد و ستد سنتی بلکه دوران انحصار سنتی نیز به سر رسیده است.

 

بیت کوین یک زنجیره بلاک‌هاست و صورت فیزیکی ندارد. نوعی پول دیجیتال است که با روش‌های رمزنگاری پیشرفته قابل نفوذ نیست. این پول دیجیتال به صورت یک شبکه غیر متمرکز و توزیع شده در دنیا پراکنده است. مکانیزم عملکرد پیچیده ای از نظر فنی و ریاضی دارد که توضیح آن در این مجال نیست. اما این ارز دیجیتال چندین ویژگی خاص دارد که توجه جامعه شناسان، قانونگذاران و سیاست مداران را به خود جلب نموده است:

۱- عدم وجود نهادی برای کنترل و محدود کردن آن

۲- عدم وجود مکانیزمی برای ردیابی آن

۳- شیوع پذیرش آن در دنیا و ورود آن به تبادلات مالی جهان

۴- کنار زدن انحصار بانک‌های مرکزی و سیاست‌گذاری‌های تمامیت خواه

 

 خارج از بحث تاثیر آن بر بازارهای جهانی و بدور از پیش‌گویی‌ها می‌توان گفت جامعه امروز در کنار سایر جنبش‌های متن باز (استفاده از نرم افزار به صورت رایگان و با کد منبع باز) خواهان برکنار زدن سیستم‌های متمرکز و مدیرانی هستند که برای آن‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند. اصل عدم دخالت در بازار که با اصول لیبرالیسم اقتصادی و بازار آزاد هماهنگ بوده است حالا در مواجهه با چنین پدیده‌ای دست و پای خود را گم کرده است. دولت ها نتوانسته‌اند ترس خود را از خارج شدن کنترل پول و قیمت‌گذاری آن پنهان کنند و دائم در حال تلاش برای ایجاد سازوکاری شبیه به بیت کوین هستند تا از شدت رشد آن بکاهند. اما آنچه در جریان است نشان دهنده خواست اکثریت در استفاده از ابزارهای نوین پرداخت الکترونیک است.

گرچه چالش‌ها و سوالات بسیاری پیش روی این گونه تحولات در جوامع وجود دارد اما یک چیز در بین آن ها کاملا واضح و روشن است. دنیا به سمت واگذاری تصدی‌گری ها به صورت حقیقی به خود مردم است (تعریف دیگری از دمکراسی) و مردم در حال ایجاد ساختارهایی هستند که بدون واسطه زندگی خود را روز به روز با کیفیت‌تر نمایند. در این میان دولت‌ها، همسو با مردم جهان نقش تصدی‌گری امور را روز به روز کاهش و یا از دست می‌دهند، و شاید روزی برسد که دولتی وجود نداشته باشد.

 

 

منابع:

New Scientist, Volume 235, Issue 3142, 9 September 2017, Page 8

Websites: wired, hackernoon, bitcoinmagazine, opendemocracy

وب سایت: راه پرداخت ، عصر بانک، مرکز فابا

کانال تلگرام پرداخت امروز @pepayment و دکتر کوروش خسروی دارانی

 

 

سه‌شنبه، 26 جولای 2016

 

مجید ارونقی گرافیست و طراحی خوش ذوقی است که اگر بشناسیدش همیشه سودای کار کردن با او را خواهید داشت. سایت های خوبی مثل واجک و در‌گرافیک دارد و طراح نقش‌های روی لباس وانیل است. و صد البته که رزومه‌اش گسترده از این‌هاست. فقط دانسته باشید لوگوی نگاهی ریزبینانه کار ایشان است و البته طرح کلی قالب وبلاگ بنده هم امضای ایشان.
همیشه لطف داشته و این بار هم یکی از آخرین نوشته‌هایش را به من هدیه کرده است تا من هم به شما هدیه کنم.

 


 

عبارت «نسیه نمیدهیم» یک عبارت منفی است و اصلا روی خوشی ندارد. مشابه آن را هم زیاد دیده‌ایم. عباراتی مثل: «کپی نداریم»، «اینجا اطلاعات نیست، سوال نکنید!»، «جنس فروخته شده…»، «توقف بی جا…» و عبارات بی‌اعصاب دیگر… مستقیم توی ذوق آدم میزند. حال آدم را میگیرد. یک مقدار که دقیق شوی میبینی که همین موضوع ساده چقدر بغرنج است. از جنبه اجتماعی آن بگیرید، برسید به فرهنگ، برسید به آداب معاشرت، پی اش را بگیرید حتی در اقتصاد (مارکتینگ و بازاریابی) میبینی افتضاح در افتضاح است. یعنی این عبارت «نسیه نمیدهیم» (و هم خانواده هایش) هیچ مزیتی در هیچ کجا ندارد که هیچ، همه اش در همه جنبه ها تاثیرات مخرب است.

 

اما بگذارید از نگاه کاسب‌ها (یا همان فروشنده‌ها) هم به ماجرا نگاهی بیاندازیم. مطمئنا آنها هم انقدر که مشتریان جنس نسیه برده‌اندُ درمانده شده‌اند. بعضی‌ها که میروند و دیگر پیدایشان نمی‌شود، بعضی‌ها انقدر دیر میایند که دیگر کسی یادش نیست، بعضی‌ها را انقدر باید دنبالشان بدوی و پیگیری کنی که بیایند حساب‌شان را تسویه کنند و تازه وقتی که میایند انقدر چانه میزنند که نه نبرده‌ام، اشتباه نوشته‌ای و… که آدم از خیرش میگذرد، از این بعضی‌ها خیلی است، البته بعضی‌ها هم هستند که خوش حساب هستند، اما تعدادشان انقدر کم است که آدم به تنگ میاید و یکی از همین نوشته‌ها یا تصاویر نسیه نمی‌دهیم را در مغازه‌اش نصب میکند. بدتر ماجرا آنجاست که نصب این نوشته هم مسئله را حل نمیکند. هنوز هم بعضی‌ها میایند تقاضای نسیه می‌کنند. نسیه نمی‌دهی و دلخور میشوند و نسیه می‌دهی باز هم همان آش و همان کاسه…

خواندن ادامه مطلب …

شنبه، 25 ژوئن 2016

می‌توان این سوال را از زوایای مختلفی پاسخ داد، مثلا فوتبال به عنوان یک پدیده، هنر یا حتی مدرسه و یا تاثیرات آن بر مدیریت، اقتصاد و حتی انسانیت.

ورزش فوتبال با همه ورزش‌ها یک فرق اساسی دارد. یک جور میدانی است که گلادیاتورهای دنیای مدرن فقط قدرت عضلات را نمایش نمی‌دهند. فوتبال چه برای بازیکنان و چه برای بقیه، عرصه ترکیب قدرت بدن، تفکر، استراتژی، اقتصاد و هنر است. پس من از دریچه دید خودم به آن نگاه می‌کنم:

 

football

 

۱- جذابیت مبارزه به شکل یک بازی یا شاید اسمش را بگذارید رقابت، مانند شطرنج. یک وجه جذاب بازی ها رقابت است و برتری در رقابت که جذابیت ویژه‌ای برای انسان دارد. اما فوتبال به مانند مبارزه گلادیاتورهای قدیم، جذابیتی در تماشا هم دارد.

 

۲- شور حضور در یک تیم – گرچه اسکوئز مونتالیان نویسنده اسپانیایی می گوید «فوتبال تنها مذهب خلق شده در هزاره سوم است که با پایان یافتن جنگ سرد و از رونق افتادن مذاهب بزرگ و ایدئولوژی ها، به مذهب و آیین مردمان این روزگار بدل شده است…» معتقدم نیاز انسان امروز اجتماع است. اجتماعی برای مبارزه در زیر یک پرچم و یک هدف، و همین کشش دیالکتیکی است که منجر به سنتز فعالیت ها می‌شود. وقتی طرفداریم، همه در یک تیم با برد تیم می‌بریم و با باخت آن می‌بازیم. و این یک اشتراک احساسی است که همه تیم را به هم متصل می‌کند.

 

۳- دنیای امروز دنیای اندیشه است. و در هر بازی یا ورزش، صرف بیشتر بودن زور نمی‌توان برتری ایجاد کرد. اینکه برای برد و مبارزه برنامه‌ریزی استراتژیک داشته باشید دقیقن کاری است که در زندگی و در سازمان‌ها انجام می‌دهید.

 

۴- تیم باید برای بهبود روابط درونی تلاش کند. این مستلزم یک سری تمرینات ذهنی و آموزش هاست. افراد باید آنقدر از لحاظ روابط نزدیک باشند تا حرکات و رفتار هم را در زمین قابل پیش بینی بدانند. کشف این رابطه درونی برای من تماشاچی جذاب است. و این یک رابطه درونی بین تماشاچی و بازیکن هم ایجاد می‌کند.

 

۵- تماشاچیان حتی اگر طرفدار نباشند با تماشای بازی و بررسی دلایل برد و باخت تیم‌ها می‌توانند قدرت تحلیل خود را بالا ببرند. این تاکید دوباره روی برنامه‌ریزی استراتژیک در فوتبال است و به عبارتی همان تاکتیک. و ازین جهت مدیران و سایرین می‌توانند از فوتبال درس‌ها بیاموزند. نگاهی بیندازید به درسهایی از فوتبال برای کسب و کار در وبلاگ گزاره‌ها نوشته علی نعمتی شهاب

 

۶- باشگاه داری به مثابه بنگاه داری در جوامع آزاد امروز شامل ظرایف عجیبی است. (که اگر بدبینانه و مارکسیستی نگاه شود یک جور برده‌داری مدرن است!) این‌که شما چقدر برای مربی باشگاه و بازیکن سرمایه گذاری می‌کنید و چگونه این سرمایه را چندین برابر بر می‌گردانید، اینکه چگونه بتوانید برند خود را روز به روز با ارزش‌تر کنید و … همه و همه مهارت‌هایی است که با دیدن دقیق‌تر فوتبال و پیگیری آن می توانید دریابید.

 

خواندن ادامه مطلب …