نگاهی ریزبینانه به جهان پیرامون
خانه تماس خوراک سایت Facebook Twitter
آخرین پادکست
حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به نویسنده است.
لطفا بازنشر مطالب همراه با ذکر منبع باشد.
طراحی و توسعه از رویای ماهی آبی
EN
یکشنبه، ۲۷ اسفند ۱۳۹۱

زمانی دوستی داشتم  که معتقد بود اگر ده نفر مثل خودش پیدا شود می‌تواند زمان را متوقف کند. نمی‌دانم در آن لحظه در چه حالی بود یا بنیان اعتقاداتش در کجا ریشه داشت اما خوب احتمالن قبول داریم که یک مقداری غلو کرده است. اما در اوج اغراق کنایه‌ی خوبی زده بود که همیشه به یادم ماند.

اگر تیمی خوب کار کند می‌تواند کارهای بزرگ انجام دهد.

و صد البته که هر تیمی یک کوچ و معلم خوب می‌خواهد.

استاد عقربی در کلاس سیسکویی که یکسال و اندی با هم داشتیم خیلی چیزها به من یاد داد. یکی از آن‌ها شوق یادگیری و شوق تغییر بود. شوق و اشتیاق او به معلمی و بیان مسائل پیچیده به زبان ساده برای من و بقیه‌ی همکلاس‌هایم نمایانگر شوق بی‌حد او به تغییر و پیشرفت بود.

ای کاش معلم‌های ما یاد می‌گرفتند آن چیزی را یاد بدهند که عاشقش هستند. موقع توضیح چشم‌هایشان برق بزند و تا کسی یاد نگرفته باشد از آن نگذرند.

ای کاش همه‌مان یاد می‌گرفتیم که برای تغییر، تلاش بی‌حد کنیم. به آینده با شوق و تلاش امیدوار باشیم. و آنچه را که آموخته‌ایم با صداقت و گشاده‌رویی بی‌کم و کاست به دیگران انتقال دهیم.

به‌هرحال باید بپذیریم از الزامات پیشرفت، کمک و حمایت دیگران است. خشت روی خشت گذاشتن شاید اصطلاحش باشد. در مدرسه‌ها و تیم‌ها این مساله دو چندان خودش را نشان می‌دهد.

ما کلاس نبودیم، یک تیم بودیم با یک مربی و معلم دوست داشتنی و شگفت‌انگیز.

در آستانه‌ی سال نو برای همه‌ی دوستان و مربی عزیزم آرزوی موفقیت نمی‌کنم چرا که می‌دانم همیشه موفق خواهند بود. برایشان آرزوی سلامتی می‌کنم. و همینطور صبر تا در این شرایط سخت بمانند و تن به تبعید ندهند.

 

مهندس عقربی و سایر دوستان

مهندس عقربی و سایر دوستان

 

از راست: آقایان   دهدشت، قاسمی، استاد عقربی، نظری، بنده و مهندس توکلیان

 

یکشنبه، ۱۹ شهریور ۱۳۹۱

زمانی می رسد که تعداد وبلاگ ها و سایت های خبری که سر می زنید روز به روز زیادتر می شود تا حدی که دیگر علامت زدن و بوک مارک و فیوریت جواب نمی‌دهد. شاید به این فکر کرده باشید که ای کاش جایی بود و همه‌ی این مطالب یکجا در آن حاضر می‌شد. و این که من بفهمم کدامشان بروز رسانی شده و وقتم برای سر زدن به این سایت و آن سایت تلف نشود.

آر اس اس می تواند این کارها را برای شما به سادگی انجام دهد. این روزها تقریبن تمام وب سایت ها از آن پشتیبانی می کنند با یک علامت RSS نارنجی رنگ و یا علامتی شبیه این (((.
در زیر عنوان وبلاگ من هم می توانید آن را کنار علامت پاکت نامه ببینید.

 

RSS

RSS

 

خواندن ادامه مطلب …

یکشنبه، ۱۲ شهریور ۱۳۹۱

از شما چه پنهان سال‌های کودکی از روز تولدم بدم می‌آمد. از اول هم ازین که در جلوی جمعی در چشم باشم خیلی حال خوبی نداشتم. گرچه در حقیقت از همان دوران دوست داشتم مرا به خاطر کارهایی که کرده‌ام دوست داشته باشند نه به خاطر حضور در این دنیا، که حضور مطلق برایم بی معنی بود اما یازده شهریورهای هر سال غم بزرگی داشتم که دلیلش بیشتر نتایج کارها وتجربیاتی بود که نداشتم. گذشتن زمان به سرعت، و بی‌معنا بودن گذرش برایم در آن سال‌ها به این غم بزرگ اضافه می‌کرد.

حالا در آستانه‌ی سی و پنج سالگی با همه‌ی گذشته‌ها و ناکرده‌ها بر دیدگاه زیبای تپه‌ای ایستاده‌ام و با برآورده کردن یکی از آرزوهایم بر خلاف تمام سال‌های زندگی، لذتی عمیق سراسر وجودم را گرفته. وقتی دستانم آیکون‌ها و موجودات درون یک نرم افزار را لمس می‌کند یاد رویاهای نوجوانی‌ام میان کلاس های ریز و درشت در ارتباط حسی با نرم افزارها می‌افتم. یاد پرواز دادن خیال روی نقشه‌ی مجله‌ی الکترونیکی! و حتی لمس حروف! و حالا تولدم را از پشت سیم‌ها و امواج با دوستان و اقوام مجازی جشن می‌گیرم. خواندن ادامه مطلب …

سه شنبه، ۱۵ فروردین ۱۳۹۱

و اما اندر مزایای توییتر.

طبق معمول اول سخنرانی کوچکی کنم که مجلس آماده شود و بعد شروع کنم.
در باب این که توییتر چیست و چه کارها می‌شود با آن کرد و امکانات و ژانگولرهاییش چیزی نمی‌گویم. قصد نگاه روانشناسانه هم ندارم. دلم می‌خواهد همین طور بی خود و بی جهت از توییتر تعریف کنم و خب باید یک سری دلایل برایش بتراشم. خوب وقتی هم که دلیل تراشیدم چنان بی‌خود و بی جهت هم نمی‌شود که!

Twitter

توییتر

۱- اوایل فکر می‌کردم میکروبلاگینگ کم کاربرد است و ضریب توسعه‌ی کمی در نِت خواهد داشت. با آن که به مینیمالیسم در دنیای امروز و اقبال مردم دنیا به کوچک شدن و پر محتوا شدنِ حتی ساختاریِ ابژه‌ها واقف بودم و ورود واژه‌هایی چون ام‌پی‌تری را در میان لفظ های روزمره مردم می‌دیدم اما به توییت کردن در حد ۱۴۰ کاراکتر زیاد خوشبین نبودم. امروز کاملن در جایگاه مخالفم!
توییتر و در کنارش ابزارهای میکروبلاگینگ و ترکیب جادویی اش با خصوصیات شبکه‌های اجتماعی می رود که پس از فتح رویای دهکده‌ی جهانی، نظام‌های فکری و درونیات انسان‌ها را در قالبی شبه ساخت یافته ارائه کند. (عمرن اگر خودمم بفهمم چی گفتم!) خواندن ادامه مطلب …

یکشنبه، ۱۵ آبان ۱۳۹۰

عنوان غنای محتوای وب ایرانی را برگزیده بودم. حالا پشیمان شده‌ام و داستان سرایی می کنم.

سه تا مطلب می‌خواستم بنویسم برای سه جای مختلف و از آنجا که کاری را نمی‌کنم و اگر خواستم انجام دهم درست و حسابی خودم را درگیر می‌کنم ، جدی گرفتم این سه نوشته را.(البته استثناء هم دارد مثل کم کردن وزن که اعتراف می کنم درست و حسابی درگیر نشدم!) خلاصه اینکه عادت کرده‌ام از وب به عنوان اولین و در دسترس ترین منبع استفاده کنم شاید شما هم. و این‌که شاید عادت شده بیشتر انگلیسی. این هم مدیون دوست خوبی است که مشوق اصلی این قضیه شد و بعدن راجع به ایشان درست و حسابی می نویسم. زبان انگلیسی خوبی ندارم به نظر خودم اما از پس سرچ (بخوانید جستجو) و ترجمه‌ی ابتدایی برای از آب بیرون کشیدن گلیمم بر می‌آیم. غالبن راضی هستم از نتایج جستجو و خلاصه سرتان را درد نیاورم برای اولین بار به صورت شیطنت‌آمیزی هوس کردم وب فارسی را شخم بزنم و ببینم چیزی محکمه پسند پیدا می شود یا نه و اینکه حدس می زدم به زبان های دیگر چیزی دندان گیر پیدا نکنم.

take a look

نگاهی بینداز!

در حاشیه اینکه با دو موتور جستجوی گوگل و بینگ این کار صورت گرفت و اینکه تقریبن به اصول اولیه‌ی جستجو واقفم.

خواندن ادامه مطلب …