نگاهی ریزبینانه به جهان پیرامون
خانه تماس خوراک سایت Facebook Twitter
آخرین پادکست
حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به نویسنده است.
لطفا بازنشر مطالب همراه با ذکر منبع باشد.
طراحی و توسعه از رویای ماهی آبی
EN
یکشنبه، ۰۴ بهمن ۱۳۹۴

خانم سمیه صیادی‌فر از همکاران پیشین بنده در یک موسسه تحقیقاتی بوده‌اند. علاقه ایشان به مباحث علوم اجتماعی با مهارت ایشان در نوشتن پیوند خورده و ایشان را در این حوزه به فردی توانا مبدل نموده است. گرچه رشته تخصصی ایشان کتابداری است اما تجربه سال‌ها قلم زدن و تولید محتوا در روزنامه ها و نشریات گوناگون زبان ایشان را منحصر به فرد کرده است.

افتخار دارم اولین نوشته مهمان را به ایشان اختصاص دهم.

 

***

نمی خواهم رباتی پاسخ‌گو باشم!

 

در عصر فناوری که راه های ارتباطی فراوانی از تلفن و موبایل گرفته تا نرم افزارهای گوناگون چت و فضاهای ارتباطی بسیاری چون اینستاگرام، فیس بوک و … همه ما را احاطه کرده است، اختیار و اراده انسانی ما برای برگزیدن زمان ارتباط با افراد، انتخاب بود و نبود رابطه، پاسخگویی یا میزان در دسترس بودن چقدر است؟ آیا ما همانند انسان های نسل های پیش از خود، همان‌قدر اختیار و حق انتخاب برای زمان،شکل و نوع ارتباط‌هایمان داریم؟ آیا با فناوری‌هایی که روز به روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود، ما می‌توانیم بعضی اوقات تنهایی را برگزینیم و انتخاب‌گر باشیم؟ تجربه ثابت کرده متأسفانه کمتر می توانیم در فضای مجازی به قدر کفایتِ انسان و مختار بودن، حق انتخاب داشته باشیم. اگر هم بخواهیم به طور کل حقوق اینچنینی خود را با فاصله گرفتن و غیرفعال شدن در تمام فضاها باز پس بگیریم، دیر یا زود، دوباره به فعال شدن و پدیدار شدن نیاز پیدا می کنیم. گویی تار و پود ارتباط ها به این فضاهای ارتباطی گره خورده است. به نظرم سالیانی پیش که تنها راه ارتباطی به جز دیدار حضوری و ایمیل فرستادن، تماس تلفنی بود، مختارتر بودیم. می توانستیم زمان و حد برقراری ارتباط را انتخاب کنیم. هرچند آن زمان‌ها، به واسطه محدود بودن به چند وسیله ارتباطی، ممکن بود خیلی در دسترس نباشیم یا اطرافیانمان نیز همیشه برای ما در دسترس نباشند و گاهی مشکل هم ایجاد شود، اما از سویی دیگر انگار آسودگی خاصی وجود داشت. دوستی می گفت: “حضور مجازی اصلا شوخی بردار نیست و آدم ها به هرحال اگر بخواهند پیامی به تو برسانند هرچند تو تمایلی نداشته باشی، به هر شکل و صورت و از طریق یکی از این نرم افزارها و فناوری های موجود، آخرین حضور مجازی تو را متوجه شده و به هر طریقی پیامشان را می رسانند.” و به شوخی ادامه می داد: ” نمی شود به هیچ وجه گم شد و مدتی پیدا نشد!”

خواندن ادامه مطلب …

سه شنبه، ۱۱ بهمن ۱۳۹۰

حالا دیگر آنقدر تهران بزرگ شده که هر گوشه‌اش برای خودش شهری است. آن زمان که قاجارها پایتختشان را آوردند طهران فکرش را هم نمی‌کردند که آن ده تبدیل شود به هزاران ده. حتی شهردارهای دوران پهلوی هم فکرش را نمی‌کردند که روزی استادیوم آزادی جزیی از تهران باشد یا شهرک المپیک محل زندگی نزدیکی به مرکز حساب بیاید. آن زمان حتی پدرم از خریدن زمین‌های بیابانی دور سر باز زده بود و حالا پشیمانی سودی ندارد.

حالا این شهر بزرگ آنقدر خرده فرهنگ در خودش دارد که می‌شود نشست و درباره‌اش فکر کرد و یا چند سطر نوشت.

شرق و غرب

شرق و غرب

تفاوت‌های زیادی در شمال و جنوب تهران دیده می‌شود چرا که شمال و جنوب از دیر باز تفاوت های ماهوی داشته‌اند اما در شرق و غرب این کلان شهر،کماکان قشری متوسط زندگی می‌کنند و شرایط اقلیمی نسبتن مشابهی دارند. این تفاوت‌ها به حدی است که ساکنین غرب یا شرق را نمی‌توان متقاعد کرد تا به قسمت دیگر کوچ کنند.
مقایسه‌ای از نوع رفتار اجتماعی و ساختار شهری نه به قصد برتری دادن که شاید به نگاه ریزتر برمی‌گردد.

خواندن ادامه مطلب …