نگاهی ریزبینانه به جهان پیرامون
خانه تماس خوراک سایت Facebook Twitter
آخرین پادکست
حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به نویسنده است.
لطفا بازنشر مطالب همراه با ذکر منبع باشد.
طراحی و توسعه از رویای ماهی آبی
EN
یکشنبه، ۱۲ شهریور ۱۳۹۱

از شما چه پنهان سال‌های کودکی از روز تولدم بدم می‌آمد. از اول هم ازین که در جلوی جمعی در چشم باشم خیلی حال خوبی نداشتم. گرچه در حقیقت از همان دوران دوست داشتم مرا به خاطر کارهایی که کرده‌ام دوست داشته باشند نه به خاطر حضور در این دنیا، که حضور مطلق برایم بی معنی بود اما یازده شهریورهای هر سال غم بزرگی داشتم که دلیلش بیشتر نتایج کارها وتجربیاتی بود که نداشتم. گذشتن زمان به سرعت، و بی‌معنا بودن گذرش برایم در آن سال‌ها به این غم بزرگ اضافه می‌کرد.

حالا در آستانه‌ی سی و پنج سالگی با همه‌ی گذشته‌ها و ناکرده‌ها بر دیدگاه زیبای تپه‌ای ایستاده‌ام و با برآورده کردن یکی از آرزوهایم بر خلاف تمام سال‌های زندگی، لذتی عمیق سراسر وجودم را گرفته. وقتی دستانم آیکون‌ها و موجودات درون یک نرم افزار را لمس می‌کند یاد رویاهای نوجوانی‌ام میان کلاس های ریز و درشت در ارتباط حسی با نرم افزارها می‌افتم. یاد پرواز دادن خیال روی نقشه‌ی مجله‌ی الکترونیکی! و حتی لمس حروف! و حالا تولدم را از پشت سیم‌ها و امواج با دوستان و اقوام مجازی جشن می‌گیرم. خواندن ادامه مطلب …

یکشنبه، ۰۵ شهریور ۱۳۹۱

 قسمت اول را از اینجا بخوانید.

قسمت دوم:

سعید: مساله این نیست که ساختارهای درونی یک اثر هنری چیست چون این ساختارها ممکن است به مرور زمان عوض شوند. مثلن در دورانی بگوییم این ویژگی های ساختاری منتج به اثر هنری است و در دورانی دیگر آن ویژگیها. این ها موضوع سبک (Style) است یعنی اساساً درون اثر، هر چیزی هست سبک است. فهم همان (Understanding) است که در آلمانی واژه ای دارد (Verstehen) و با سبک فرق می کند.

جعفر: من اینطور فهمیدم این که کسی به شیوهی خاصی می‌نویسد و سعی می‌کند ساختار خاصی را رعایت بکند این را می‌گوییم سبک. یعنی روش خاصی که قابل تدریس باشد، مثلن دادائیسم و اکسپرسیونیسم قابل تدریس نیست اما کوبیسم هست.

پیمان: حالا طبق صحبت های قبلی سعید به اینجا رسیدیم که فرق یک اثر یا بهتر بگوییم پدیده ی هنری با غیر هنری در فهم آن هاست و این که کدام جنبه و وجه در اجتماعی که دارد به آن نگاه می کند مورد توجه است. خواندن ادامه مطلب …