نگاهی ریزبینانه به جهان پیرامون
خانه تماس خوراک سایت Facebook Twitter
آخرین پادکست
حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به نویسنده است.
لطفا بازنشر مطالب همراه با ذکر منبع باشد.
طراحی و توسعه از رویای ماهی آبی
EN
یکشنبه، ۲۹ آذر ۱۳۹۴

 

گرچه در این سال‌ها به چند دلیل مختصر قانع شده ام که باید بیرون کشید ازین ورطه رخت خویش اما باز هم ۳۰ دلیل دیگر باقی مانده که مرا دراین خرابات نگه می‌دارد. قول داده بودم بنویسمشان و می‌نویسم: (این پست یک مقدار طولانی است پیشاپیش عذر می‌خواهم)

 

مطلب قبلی را ازاینجا بخوانید.

 

چهارده: مساله این است، تنبلی! بارها برای من در همه جا مثال حاشیه نشینان خلیج فارس زده شده که حق نفت می گیرند. و حتی عده ای یکی ازدلایل انقلاب ۵۷ ایران را وعده‌ی بهبود اقتصاد می‌دانند. بهبودی که منجر به مجانی شدن همه‌ی هزینه ها شود. واقعن پشتوانه نفت، ما را اینگونه متوقع بار آورده یا آب و هوا یا مسائل ژنتیکی قوم آریایی؟ نمی‌دانم کدام اما آنچه امروز مشهود است بی کاری خود خواسته‌ی روزافزون است. چه بسا با یک تخصص کوچک می‌شود هم پول خوبی درآورد و هم به کشور کمک کرد. قبول کنیم که ما تنبلیم و نمی‌خواهیم ایران را بسازیم! برای مبارزه با تنبلی فزاینده ایران می مانم!

پانزده: واژه‌ی پارادایم را نمی‌خواهم معنی کنم اما خلاصه اش این است که یک توافق جمعی بر یک نظر، رفتار و ذهنیت را می توان پارادایم دانست. در همه دنیا پارادایم غالب تلاش برای بهبود وضعیت معیشت خود و دیگران است. و بعد احترام از صمیم قلب. (مثال خرید و ذخیره در دوران جنگ آلمان را همه‌مان در شبکه‌های اجتماعی خوانده‌ایم.) ده ها برابر ما با رضایت مالیات می‌دهند. البته استثناء همیشه هست اما صحبت از اکثریت است. به ایران که می‌رسیم همه می‌گوییم فرهنگ خوبی نداریم. ملت بدی هستیم. اما این فرهنگ کجا ساخته شده؟ مگر نه این است که خودمان می‌سازیم؟ آیا وقتی وارد محیط خارج از کشور می‌شویم همان رفتار محترمانه و متمدن خارجی‌ها را تقلید نمی‌کنیم؟ چرا اینجا چنین نمی‌کنیم؟ به نظر من برای تغییر فرهنگ بایست ماند و تلاش کرد.

شانزده: یکی از دوستان خارج رفته می‌گفت ایران یکی از بهترین کشورها برای کارآفرینی و درآمد‌زایی است. مالیات کم، بازار گسترده و حمایت دولتی (به نسبت زیادتر از خیلی کشورهای دیگر) همراه منابع کم قیمت شرایط بسیار خوبی برای ایرانی‌ها مهیا کرده است. نمونه‌های موفق زیادی قبل و بعد از انقلاب درایران موجود است. فقط یک مانع اساسی هست: این که بخواهید کاری انجام دهید!

هفده: همان دوست ما می‌گفت ایران یکی از بهترین کشورها برای ترفیع است. اگر تمایلی به کار تولیدی و خدماتی ندارید و نمی خوایید کسب و کار خودتان را راه بیندازید، اگر دوست دارید در کار کارمندی بمانید باز هم ایران یکی از بهترین کشورها برای ترفیع، تحصیل و پیشرفت است. در ژاپن و امریکا ترفیع یکی از سخت ترین مراحل است. شما باید حتمن شرایط زیادی را برای ترفیع بگذرانید. ولی در ایران دیده شده که یک شبه ره صد ساله می‌روند!

خواندن ادامه مطلب …

یکشنبه، ۱۰ شهریور ۱۳۹۲

چند سالی است که بحث افزایش جمعیت در ایران مطرح شده. بحثی که جدای از اوضاع سیاسی چند سال اخیر و خبرهای عجیب آن قابل تامل بود. بستههای تشویقی برای بالا بردن زاد و ولد، امکاناتِ به ظاهر رفاهی برای مادران و فرزندان، حذف سیاست‌های پیشگیری و کم کردن واردات کالاهایی از این دست در دستور کار دولتمردان قرار گرفت. اما مساله‌ای برای من بی پاسخ ماند؛ چرا برای افزایش جمعیت فقط از چنین راهکارهایی استفاده شد؟ چرا حذف درس تنظیم خانواده انجام گرفت؟ چرا یک میلیون تومان هدیه به کودکان تعلق گرفت؟ و اساسن چرا از این زاویه به مساله پرداختند؟

جدا از پاسخ این سوالات و این‌که افزایش جمعیت خوب است یا بد و این که الآن وضعیت فرق کرده چند راهکار ساده برای افزایش جمعیت دارم:

 

خواندن ادامه مطلب …

سه شنبه، ۱۱ بهمن ۱۳۹۰

حالا دیگر آنقدر تهران بزرگ شده که هر گوشه‌اش برای خودش شهری است. آن زمان که قاجارها پایتختشان را آوردند طهران فکرش را هم نمی‌کردند که آن ده تبدیل شود به هزاران ده. حتی شهردارهای دوران پهلوی هم فکرش را نمی‌کردند که روزی استادیوم آزادی جزیی از تهران باشد یا شهرک المپیک محل زندگی نزدیکی به مرکز حساب بیاید. آن زمان حتی پدرم از خریدن زمین‌های بیابانی دور سر باز زده بود و حالا پشیمانی سودی ندارد.

حالا این شهر بزرگ آنقدر خرده فرهنگ در خودش دارد که می‌شود نشست و درباره‌اش فکر کرد و یا چند سطر نوشت.

شرق و غرب

شرق و غرب

تفاوت‌های زیادی در شمال و جنوب تهران دیده می‌شود چرا که شمال و جنوب از دیر باز تفاوت های ماهوی داشته‌اند اما در شرق و غرب این کلان شهر،کماکان قشری متوسط زندگی می‌کنند و شرایط اقلیمی نسبتن مشابهی دارند. این تفاوت‌ها به حدی است که ساکنین غرب یا شرق را نمی‌توان متقاعد کرد تا به قسمت دیگر کوچ کنند.
مقایسه‌ای از نوع رفتار اجتماعی و ساختار شهری نه به قصد برتری دادن که شاید به نگاه ریزتر برمی‌گردد.

خواندن ادامه مطلب …