نگاهی ریزبینانه به جهان پیرامون
خانه تماس خوراک سایت Facebook Twitter
آخرین پادکست
  • کتاب صوتی: آری یا خیر؟
  • مدتهاست به این سوال بر می‌خورم.  

    از وجوب خواندن کتاب که بگذریم سال‌های متمادی است با این مساله درگیرم که تا چه زمان قرار است ناخوانده ها اینقدر زیاد بماند؟ وقتی به گودریدز* سر می‌زنم و زمانی که از جلوی کتابفروشی های خیابان انقلاب قدم زنان رد می‌شوم هر لحظه ملامتگر درونی ندا بر می‌آورد که چقدر کتاب ناخوانده. وقتی روی کناپه کنار کتابخانه دراز کشیده‌ام می‌گویم چقدر موضوع جذاب و چقدر دنیای کشف نشده، پس کی قرار است سطری بخوانم؟ همیشه در نظرم ادبیات یکی از شگفت‌ترین مظاهر هنر و تمدن انسانی است و گذشته از صوتی و دیجیتالی و کاغذی چرا زمان مطالعه من اینقدر کاهش پیدا کرده؟
    در گیرودار مشغلات روزمره، خستگی از آلودگی هوا و سبک بد زندگی، و انگیزه‌های ته کشیده و جمله این که «نمی‌توانم به اندازه تلاش کنم» و رها کردن، در روزگار ناملایمتی ابرها و باران چطور می‌توانستم ساعتی را کنار بگذارم و در لذت کتابی غوطه ور شوم؟ 

    (بیشتر…)

حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به نویسنده است.
لطفا بازنشر مطالب همراه با ذکر منبع باشد.
طراحی و توسعه از رویای ماهی آبی
EN
یکشنبه، 17 مارس 2013

زمانی دوستی داشتم  که معتقد بود اگر ده نفر مثل خودش پیدا شود می‌تواند زمان را متوقف کند. نمی‌دانم در آن لحظه در چه حالی بود یا بنیان اعتقاداتش در کجا ریشه داشت اما خوب احتمالن قبول داریم که یک مقداری غلو کرده است. اما در اوج اغراق کنایه‌ی خوبی زده بود که همیشه به یادم ماند.

اگر تیمی خوب کار کند می‌تواند کارهای بزرگ انجام دهد.

و صد البته که هر تیمی یک کوچ و معلم خوب می‌خواهد.

استاد عقربی در کلاس سیسکویی که یکسال و اندی با هم داشتیم خیلی چیزها به من یاد داد. یکی از آن‌ها شوق یادگیری و شوق تغییر بود. شوق و اشتیاق او به معلمی و بیان مسائل پیچیده به زبان ساده برای من و بقیه‌ی همکلاس‌هایم نمایانگر شوق بی‌حد او به تغییر و پیشرفت بود.

ای کاش معلم‌های ما یاد می‌گرفتند آن چیزی را یاد بدهند که عاشقش هستند. موقع توضیح چشم‌هایشان برق بزند و تا کسی یاد نگرفته باشد از آن نگذرند.

ای کاش همه‌مان یاد می‌گرفتیم که برای تغییر، تلاش بی‌حد کنیم. به آینده با شوق و تلاش امیدوار باشیم. و آنچه را که آموخته‌ایم با صداقت و گشاده‌رویی بی‌کم و کاست به دیگران انتقال دهیم.

به‌هرحال باید بپذیریم از الزامات پیشرفت، کمک و حمایت دیگران است. خشت روی خشت گذاشتن شاید اصطلاحش باشد. در مدرسه‌ها و تیم‌ها این مساله دو چندان خودش را نشان می‌دهد.

ما کلاس نبودیم، یک تیم بودیم با یک مربی و معلم دوست داشتنی و شگفت‌انگیز.

در آستانه‌ی سال نو برای همه‌ی دوستان و مربی عزیزم آرزوی موفقیت نمی‌کنم چرا که می‌دانم همیشه موفق خواهند بود. برایشان آرزوی سلامتی می‌کنم. و همینطور صبر تا در این شرایط سخت بمانند و تن به تبعید ندهند.

 

مهندس عقربی و سایر دوستان

مهندس عقربی و سایر دوستان

 

از راست: آقایان   دهدشت، قاسمی، استاد عقربی، نظری، بنده و مهندس توکلیان

 

بخش دیدگاه ها

  1. شهرزاد حيدرخدايي نوشته است:

    پیمان عزیزم
    امیدوارم در راه تغییر همیشه موفق و پیروز باشی. خیلی خوشحالم که یک دوره دیگر را با موفقیت پشت سرگذاشتی. در آستانه تغییر و تحولی عظیم در طبیعت چقدر خوبه که ما هم خودمان را در معرض تغییرات مثبت و سازنده قرار دهیم.

  2. جعفر عقربی نوشته است:

    پیمان جان
    من و شرمنده خودت و خوبی هات می کنی. کاش همه آدمها حتی اونهایی که خودشون و آدمهای بزرگی می دونند کمی تغییر کنند.ما ساخته شدیم تا به تکامل برسیم. شروع این تکامل هم با تغییر اساسی در نگاههای ما خواهد بود.
    من هم سال نو را به شما و همه دوستانی که همیشه به من لطف داشتند تبریک میگم و از صصمیم قلب آرزوی موفقیت و برای همشون دارم.

  3. مهسا نوشته است:

    سلام استاد عقربی میشه ایمیل شمارو داشته باشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *