نگاهی ریزبینانه به جهان پیرامون
خانه تماس خوراک سایت Facebook Twitter
آخرین پادکست
  • کتاب صوتی: آری یا خیر؟
  • مدتهاست به این سوال بر می‌خورم.  

    از وجوب خواندن کتاب که بگذریم سال‌های متمادی است با این مساله درگیرم که تا چه زمان قرار است ناخوانده ها اینقدر زیاد بماند؟ وقتی به گودریدز* سر می‌زنم و زمانی که از جلوی کتابفروشی های خیابان انقلاب قدم زنان رد می‌شوم هر لحظه ملامتگر درونی ندا بر می‌آورد که چقدر کتاب ناخوانده. وقتی روی کناپه کنار کتابخانه دراز کشیده‌ام می‌گویم چقدر موضوع جذاب و چقدر دنیای کشف نشده، پس کی قرار است سطری بخوانم؟ همیشه در نظرم ادبیات یکی از شگفت‌ترین مظاهر هنر و تمدن انسانی است و گذشته از صوتی و دیجیتالی و کاغذی چرا زمان مطالعه من اینقدر کاهش پیدا کرده؟
    در گیرودار مشغلات روزمره، خستگی از آلودگی هوا و سبک بد زندگی، و انگیزه‌های ته کشیده و جمله این که «نمی‌توانم به اندازه تلاش کنم» و رها کردن، در روزگار ناملایمتی ابرها و باران چطور می‌توانستم ساعتی را کنار بگذارم و در لذت کتابی غوطه ور شوم؟ 

    (بیشتر…)

حقوق مادی و معنوی این وبلاگ متعلق به نویسنده است.
لطفا بازنشر مطالب همراه با ذکر منبع باشد.
طراحی و توسعه از رویای ماهی آبی
EN
دوشنبه، ۲۳ آذر ۱۳۹۴

از میان همه‌ی شاگردهای مدرسه همان شرورترین را به یاد می‌آوری. خاطراتت را که مرور کنی همیشه آن یکی را به خاطر داری که اتفاق خاصی را با خود دارد. همان خشی که روی ساعتت افتاده یا روی موبایلت، همان دکمه‌ای که خودت با رنگ دیگر دوخته‌ای، همان عکس یهویی با دوستت در خیابان، می‌بینی؟ تابلوی مغازه‌ای که غلط املایی داشت. همین‌ها را یادت مانده. بقیه‌ یکسان است.

ما افتادن در جوب کنار خانه، رد زخم روی صورت پسرخاله، شاخه‌ی کج شده‌ی درخت توت که میوه نمی‌دهد، و تنها کبریت سوخته در قوطی کبریت را خوب می‌شناسیم. ترک‌های روی شیشه‌ی پنجره باعث شد وجود شیشه را احساس کنیم. خاطره‌ی کیک وارونه شده در روز تولد را یادمان هست. بقیه همه شبیه هم هستند. پراید نقره‌ای ما چند خش دارد و همان ها باعث می‌شود از دور پیدایش کنیم.

بین همه‌ی لیوان‌های یک دست خانه همان لیوان لب پَر را خوب می‌شناسی. همانی که همیشه بر حسب اتفاق به تو می‌افتاد. بقیه‌شان مهم و قابل تشخیص نبودند. سرنوشت همین لیوان لب پَر برایت مهم بود.

این‌ها تو را و وسایلت را منحصر به فرد می‌کند. اگر قرار بود همه چیز بدون عیب و نقص باشد هیچ چیز در یادت نمی‌ماند.

اگر تفاوتی در رفتار با دیگران داری، اگر نقصی در جایی هست، اگر از راهی که بقیه می‌روند نمی‌روی و اگر اخلاق خاصی داری که تو را با آن می‌شناسند تو منحصر به فردی! ما و وسایلمان برای این‌که بمانیم و شناخته شویم باید منحصر به فرد باشیم.

 

از نقص‌ها نگران نشوید، انحصارِ شهرت در دست لیوان لب پَر است.

 

 

لیوان لب پر

 

بخش دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *